oxygenize
فعل — اکسیژندار کردن
چیزی را با اکسیژن اشباع کردن، ترکیب کردن یا درمان کردن.
To impregnate, combine, or treat with oxygen.
«خون در ریهها اکسیژنه میشود.»
“The blood is oxygenized in the lungs.”
«ما باید آب حوض را برای ماهیها اکسیژنه کنیم.»
“We need to oxygenize the pond water for the fish.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج/فنی. وارد کردن هوا یا گاز به یک ماده. از آنجایی که هوا حاوی اکسیژن است، 'aerate' گاهی اوقات میتواند به عنوان مترادف 'oxygenize' عمل کند، زمانی که هدف افزودن اکسیژن از طریق هوا باشد، بهویژه برای مایعات یا خاک. مثال: 'برای رشد بهتر گیاه، خاک را هوا دهید' درست است، 'این فرآیند آب را اکسیژنه میکند' درست است.
Common/Technical. To introduce air or gas into a substance. Since air contains oxygen, 'aerate' can sometimes function as a synonym for 'oxygenize' when the purpose is to add oxygen via air, especially for liquids or soil. Example: 'Aerate the soil for better plant growth' works, 'The process oxygenizes the water' works.