paged

/peɪdʒd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): pagedpast participle (مفعولی): paged-ing (حال): paging3rd (سوم): pages

فعل — پیج کردن

پیج کردنصدا زدن

تماس با کسی با ارسال پیام کوتاه، معمولاً از طریق دستگاه پیجر.

To contact someone by sending a short message, typically via a pager device.

«برای آمدن به بیمارستان پیج شد.»

He was paged to come to the hospital.

«او در جلسه به دوستش پیج داد.»

She paged her friend during the meeting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000