palled

/pɔːld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): palledpast participle (مفعولی): palled-ing (حال): palling3rd (سوم): palls

فعل — خسته شد

خسته شدکسل کننده شدن

به دلیل تکرار یا استفاده زیاد خسته‌کننده یا بی‌علاقه شدن؛ گذشته فعل «pall».

Became boring or less interesting due to overexposure or repetition; past tense of 'pall'.

«جدید بودن بازی به سرعت برای بچه‌ها خسته‌کننده شد.»

The novelty of the game quickly palled on the children.

«او از انجام کارهای تکراری در محل کار خسته شد.»

He palled with the routine tasks at work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
boredخسته

روزمره. معنای مشابه تمرکز بر احساس خستگی از چیزی تکراری.

Everyday. Similar meaning focusing on feeling tired of something repeated.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000