در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
خستهکننده، بیهیجان، چیزی که علاقه یا توجه را جلب نمیکند
Causing boredom; not interesting or exciting
«سخنرانی آنقدر خستهکننده بود که تقریباً خوابم برد.»
“The lecture was so boring I almost fell asleep.”
«این کتاب خستهکننده است و تمام کردنش سخت است.»
“This book is boring and hard to finish.”
رسمی. وقتی طولانی یا تکراری باشد، جایگزین مناسب است مثل «سخنرانی خستهکننده» ولی در مکالمه عامیانه کمتر استفاده میشود.
Formal. Interchangeable when emphasizing length or repetition causing boredom, e.g. 'a tedious lecture'. Less common in casual speech.
روزمره. معنی مشابه دارد و بیشتر در جاهای غیررسمی قابل جایگزینی است مثلا «فیلم کسلکننده».
Everyday. Similar meaning, interchangeable in most contexts, especially informal, e.g. 'a dull movie'.
ایجاد کننده سوراخ یا تونل از طریق حفاری یا کندن
Describing something that makes a hole or tunnel by drilling or digging
«دستگاه حفاری عمیقاً به زمین نفوذ کرد.»
“The boring machine penetrated deep into the earth.”
«ابزارهای حفاری برای بزرگتر کردن سوراخها در قطعات فلزی استفاده میشوند.»
“Boring tools are used to enlarge holes in metal parts.”
فنی. معمولاً درباره دستگاهها یا فرایندهای ایجاد سوراخ گفته میشود، مثل «تجهیزات حفاری».
Technical. Often used for machinery or processes performing hole-making, e.g. 'drilling equipment'.