palliative

pal·li·a·tive/ˈpæl.i.ə.tɪv/
palli-to cloak or soothe-ativecausing or relating to
1adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more palliativesuperlative (عالی): most palliative

صفت — تسکینی

تسکینی

تسکین درد یا علائم بدون درمان علت اصلی بیماری.

Relieving pain or symptoms without curing the underlying cause.

«بیمار برای کاهش ناراحتی مراقبت تسکینی دریافت کرد.»

The patient received palliative care to ease discomfort.

«درمان‌های تسکینی کیفیت زندگی را بهبود می‌بخشند.»

Palliative treatments improve quality of life.

2noun (اسم)formalplural (جمع): palliatives

اسم — داروی تسکینی

داروی تسکینی

دارو یا درمانی که علائم را تسکین می‌دهد بدون اینکه بیماری را درمان کند.

A medicine or treatment that relieves symptoms without curing.

«دکتر برای کاهش درد داروی تسکینی تجویز کرد.»

The doctor prescribed a palliative to reduce pain.

«داروهای تسکینی به بیماران در مدیریت ناراحتی کمک می‌کنند.»

Palliatives help patients manage discomfort.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000