adjective (صفت)common
صفت — مخفیشده در کف دست
مخفیشده در کف دستمسکوت نگاهداشته
چیزی که در کف دست مخفی یا نگه داشته شده باشد.
Having something concealed or held in the palm of one's hand.
«او سکه را در طول نمایش در کف دستش مخفی کرد.»
“He palmed the coin during the trick.”
«جادوگر کارت را بهخوبی در کف دستش مخفی کرده بود.»
“The magician had palmed the card carefully.”
تفاوت با واژههای مشابه
concealed— مخفیشده
رایج. از نگاه پنهان شده، وقتی منظور اشیای پنهان است جایگزین شود.
Common. Hidden from view, can replace "palmed" when referring to hidden objects.