palmed

/pɑːmd/
palmthe inner part of the hand-edpast tense suffix
adjective (صفت)common

صفت — مخفی‌شده در کف دست

مخفی‌شده در کف دستمسکوت نگاه‌داشته

چیزی که در کف دست مخفی یا نگه داشته شده باشد.

Having something concealed or held in the palm of one's hand.

«او سکه را در طول نمایش در کف دستش مخفی کرد.»

He palmed the coin during the trick.

«جادوگر کارت را به‌خوبی در کف دستش مخفی کرده بود.»

The magician had palmed the card carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
concealedمخفی‌شده

رایج. از نگاه پنهان شده، وقتی منظور اشیای پنهان است جایگزین شود.

Common. Hidden from view, can replace "palmed" when referring to hidden objects.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000