pallid

pal·lid/ˈpæl.ɪd/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): pallidersuperlative (عالی): pallidest

صفت — رنگ‌پریده

رنگ‌پریدهپریده‌رنگ

کسی که ظاهری رنگ‌پریده داشته باشد، به‌ویژه به دلیل بیماری یا ترس.

Looking pale, especially because of poor health, fear, or illness.

«او بعد از بیماری طولانی رنگ‌پریده به نظر می‌رسید.»

He looked pallid after the long illness.

«چهره رنگ‌پریده ترس او را نشان می‌داد.»

The pallid face showed his fear.

تفاوت با واژه‌های مشابه
paleرنگ‌پریده

Common. General term for having little color.

wanرنگ‌باخته

رسمی. به رنگ‌پریدگی بیمارگونه، اغلب در ادبیات اشاره دارد.

Formal. Describes sickly paleness, often in literature.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000