parse

/pɑːrs/
verb (فعل)commonpast (گذشته): parsedpast participle (مفعولی): parsed-ing (حال): parsing3rd (سوم): parses

فعل — تجزیه و تحلیل کردن

تجزیه و تحلیل کردنصرف و نحو کردن

(یک جمله یا رشته داده) را به اجزای گرامری سازنده و عملکرد آنها تجزیه و تحلیل کردن.

To analyze (a sentence or string of data) into its constituent grammatical parts and their functions.

«نرم‌افزار دستور زبان می‌تواند جملات پیچیده را صرف و نحو کند.»

The grammar software can parse complex sentences.

«برنامه کامپیوتری باید ورودی کاربر را تجزیه و تحلیل کند.»

The computer program needs to parse the user's input.

تفاوت با واژه‌های مشابه
analyzeتجزیه و تحلیل کردن

رایج. بررسی دقیق و سیستماتیک چیزی، معمولاً برای توضیح یا تفسیر آن. 'Parse' نوع خاصی از تجزیه و تحلیل است، که معمولاً به شکستن ساختارهای زبانی یا داده‌ای طبق قوانین اشاره دارد. مثلاً «داده‌ها را تجزیه و تحلیل کن» در مقابل «جمله را صرف و نحو کن».

Common. To examine something methodically and in detail, typically in order to explain or interpret it. 'Parse' is a specific type of analysis, usually referring to breaking down linguistic or data structures according to rules. 'Analyze the data' vs 'Parse the sentence'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000