pass water

/ˈpæs ˈwɔːtər/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — ادرار کردن

ادرار کردنتخلیه ادرار

ادرار کردن؛ تخلیه ادرار از بدن

to urinate; to expel urine from the body

«او فوراً باید ادرار می‌کرد.»

He needed to pass water urgently.

«بیمار قادر به ادرار کردن نبود.»

The patient was unable to pass water.

تفاوت با واژه‌های مشابه
urinateادرار کردن

رسمی است. در زمینه‌های پزشکی یا رسمی جایگزین pass water می‌شود ولی در مکالمه‌ی روزمره ممکن است رسمی به‌نظر برسد.

Formal. Can replace 'pass water' in medical or formal contexts but may sound too clinical in casual speech.

peeادرار کردن (غیررسمی)

غیررسمی است. در موقعیت‌های دوستانه و غیررسمی به جای pass water به کار می‌رود.

Informal. Can replace 'pass water' in casual situations, especially with children or close friends.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000