patina

pa·ti·na/pəˈtiːnə/
noun (اسم)common

اسم — پتینه

پتینهلکه زنگ‌زده

لایه سبز یا قهوه‌ای روی مس یا برنز ناشی از اکسید شدن در طول زمان.

A green or brown film on copper or bronze caused by oxidation over time.

«مجسمه به دلیل سال‌ها بودن در بیرون، پتینه سبزی داشت.»

The statue had a green patina from years outside.

«پتینه به اشیاء فلزی قدیمی جلوه ویژه‌ای می‌دهد.»

Patina adds character to old metal objects.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000