در حال آمادهسازی واژه...
عمل کشتن پدر خود.
The act of killing one's own father.
«پدرکشتی جرم نادر ولی جدی است.»
“Patricide is a rare but serious crime.”UKUS
«او به پدرکشی متهم شد.»
“He was accused of patricide.”UKUS
اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.
0/2000