patriarchal

pa·tri·ar·chal/ˌpeɪtriˈɑːrkəl/
patriarchmale head of family-alrelating to
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more patriarchalsuperlative (عالی): most patriarchal

صفت — مردسالارانه

مردسالارانهپدرسالارانه

مربوط به نظام اجتماعی که در آن مردان قدرت و اختیار اصلی را دارند.

Relating to a social system where men hold primary power and authority.

«بسیاری از جوامع سنتی مردسالار هستند.»

Many traditional societies are patriarchal.

«ارزش‌های مردسالارانه نقش‌های خانوادگی را تحت تأثیر قرار می‌دهند.»

Patriarchal values influence family roles.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000