در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
اهرم یا قطعهای که با پا کنترل میشود و برای ماشینها مثل دوچرخه یا پیانو به کار میرود.
A foot-operated lever used to control a machine, such as a bicycle or piano.
«او پدال را فشار داد تا سرعت بگیرد.»
“She pressed the pedal to speed up.”
«برای توقف دوچرخه از پدال ترمز استفاده کنید.»
“Use the brake pedal to stop the bike.”
اصطلاح عمومی مکانیکی، کمتر خاص نسبت به pedal.
General mechanical term, less specific than pedal.
فشردن پدال دوچرخه یا ماشین مشابه برای حرکت دادن آن.
To push the pedals of a bicycle or similar machine to make it move.
«او سریع از تپه پایین پدال زد.»
“He pedaled fast down the hill.”
«آنها ساعتها در پارک پدال زدند.»
“They pedaled for hours through the park.”
روزمره. به طور کلی به دوچرخهسواری اشاره دارد که شامل پدال زدن است.
Everyday. Refers generally to riding a bicycle, including pedaling.