peels

/piːlz/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): peeledpast participle (مفعولی): peeled-ing (حال): peeling3rd (سوم): peels

فعل — پوست کندن

پوست کندنجدا کردن پوست

حذف یا جدا کردن پوست یا لایه بیرونی میوه‌ها، سبزیجات یا موارد دیگر.

Removes the outer skin or rind from fruits, vegetables, or other items.

«او قبل از پختن، سیب‌ها را پوست می‌کند.»

She peels the apples before baking.

«پوست پرتقال به راحتی جدا می‌شود.»

The orange peels easily.

تفاوت با واژه‌های مشابه
skinپوست کندن

متداول. معنی مشابه، به ویژه برای میوه و سبزیجات؛ در آشپزی قابل جایگزین peel است.

Common. Similar meaning, especially for fruits and vegetables; can replace peel in cooking contexts.

2noun (اسم)common

اسم — پوست

پوستلایه بیرونی

پوست خارجی میوه، سبزی یا چیز دیگر.

The outer skin or rind of a fruit, vegetable, or other object.

«پوست موز لغزنده است.»

The banana peel is slippery.

«پوست سیب‌زمینی‌ها را برای کود جمع کن.»

Collect the potato peels for compost.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000