peep

/piːp/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): peepedpast participle (مفعولی): peeped-ing (حال): peeping3rd (سوم): peeps

فعل — نکه زدن

نکه زدننگاه مخفیانه

نگاه کردن سریع و مخفیانه به چیزی، معمولاً از طریق یک سوراخ کوچک.

To look quickly and secretly at something, often through a small opening.

«او از سوراخ کلید نگاه کرد.»

She peeped through the keyhole.

«به برگه امتحان نگاه مخفیانه نکن!»

Don't peep at the exam paper!

تفاوت با واژه‌های مشابه
peekنگاه کردن مخفیانه

روزمره. قابل جایگزینی با peep برای نگاه سریع و مخفیانه.

Everyday. Interchangeable with 'peep' for secretive quick glances.

2noun (اسم)commonplural (جمع): peeps

اسم — نگاه مخفیانه

نگاه مخفیانه

نگاه سریع و مخفیانه به چیزی.

A quick secret look at something.

«نگاهی به هدیه سورپرایز بنداز!»

Have a peep at the surprise present!

«او سریع نگاهی به نامه انداخت.»

He took a quick peep at the letter.

تفاوت با واژه‌های مشابه
peekنگاه کردن مخفیانه

روزمره. معنای مشابه به صورت اسم، نگاه سریع و مخفیانه.

Everyday. Same meaning as noun form of peep indicating a quick secret look.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000