penney

pen·ney/ˈpɛni/
noun (اسم)commonplural (جمع): pennies

اسم — پنی (در زمینه خرده‌فروشی)

پنی (در زمینه خرده‌فروشی)

واحد پول، به طور خاص در ارتباط با شرکت خرده‌فروشی جی سی پنی، که اغلب به مقدار بسیار کمی پول یا قیمت حراج اشاره دارد.

A unit of currency, primarily used in the context of the J. C. Penney retail company, often referring to a very small amount of money or a sale price.

«فروشگاه‌های جی.سی.پنی گاهی اوقات «حراج پنی» دارند که اجناس با قیمت پنی فروخته می‌شوند.»

J.C. Penney stores sometimes have 'penny sales' where items cost a penney.

«او یک پنی از پیاده‌رو برداشت.»

He picked up a penney from the sidewalk.

تفاوت با واژه‌های مشابه
centسنت

روزمره. رایج‌ترین اصطلاح برای یک صدم دلار در پول آمریکا و کانادا. می‌توان آن را به جای «پنی» برای ارزش یک سکه استفاده کرد، اما نه در بافت خاص فروشگاه جی. سی. پنی. «یک سنت روی زمین پیدا کردم» درست است، «آن را با چند سنت خریدم» درست است، اما «جی. سی. پنی حراج سنت‌های عالی دارد» غلط است.

Everyday. The most common term for a hundredth of a dollar in US and Canadian currency. Can be used interchangeably with 'penny' when referring to a coin's value, but not in the specific context of the J.C. Penney store. 'I found a cent on the ground' works, 'I bought it for a few cents' works, but not 'J.C. Penney has great cent sales'.

coinسکه

روزمره. تکه فلزی که به عنوان پول استفاده می‌شود. کلی‌تر از «پنی». در حالی که پنی نوعی سکه است، همه سکه‌ها پنی نیستند. «یک سکه در جیبم دارم» درست است، «یک پنی در جیبم دارم» نیز درست است، اما «او با یک سکه پرداخت کرد» مشخص نمی‌کند که پنی بوده است.

Everyday. A piece of metal used as money. More general than 'penny'. While a penny is a type of coin, not all coins are pennies. 'I have a coin in my pocket' works, 'I have a penny in my pocket' also works, but 'He paid with a coin' doesn't specify if it was a penny.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000