در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سکه کوچک بریتانیایی به ارزش یک صدم پوند
A small British coin worth one cent or one-hundredth of a pound
«یک پنی در خیابان پیدا کردم.»
“I found a penny on the street.”
«هر پنی که به دست میآورد را پسانداز میکرد.»
“He saved every penny he earned.”
(آمریکایی) سکه کوچک به ارزش یک سنت
(US) A small coin worth one cent
«روی یک پنی تصویر آبراهام لینکلن است.»
“A penny has a picture of Abraham Lincoln.”
«پنی داری که قرض بدهی؟»
“Do you have a penny to spare?”