pennies

pen·nies/ˈpɛniz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): pennies

اسم — سنت‌ها

سنت‌هاپنی‌ها

شکل جمع 'penny'، به سکه‌های فردی اشاره دارد، به ویژه پنس بریتانیایی یا سنت آمریکایی.

The plural form of 'penny', referring to individual coins, especially British pence or American cents.

«چند پنی خرد در جیب پالتوی قدیمی‌ام پیدا کردم.»

I found some loose pennies in my old coat pocket.

«او پنی‌ها را شمرد تا یک شکلات بخرد.»

He counted out the pennies to buy a candy bar.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coinsسکه‌ها

روزمره. اصطلاحی کلی برای قطعات فلزی که به عنوان پول استفاده می‌شوند. 'Coins' یک دسته وسیع‌تر است؛ 'pennies' یک واحد پولی خاص از سکه است. 'جیب او پر از سکه بود' درست است، اما 'او سنت‌هایش را برای یک اسباب‌بازی جدید پس‌انداز کرد' در مورد مقادیر کوچک‌تر خاص‌تر است.

Everyday. A general term for pieces of metal used as money. 'Coins' is a broader category; 'pennies' are a specific denomination of coin. 'He had a pocket full of coins' works, but 'He saved his pennies for a new toy' is more specific about small amounts.

centsسنت‌ها

روزمره. جمع 'cent'، یک واحد پولی برابر با یک صدم دلار یا واحد اصلی ارز دیگر. 'Cents' به طور خاص برای واحد پول آمریکا با 'pennies' قابل تعویض است. 'آن 50 سنت هزینه داشت' درست مانند 'آن 50 پنی هزینه داشت' در زمینه ایالات متحده کار می‌کند.

Everyday. The plural of 'cent', a monetary unit equal to one hundredth of a dollar or other main currency unit. 'Cents' is interchangeable with 'pennies' specifically for American currency. 'It cost 50 cents' works just like 'It cost 50 pennies' in US context.

2noun (اسم)commonplural (جمع): pennies

اسم — پول خرد

پول خردمقادیر ناچیز پول

(استعاری) مقادیر کمی پول، به ویژه در عبارت 'هر پنی'.

(Figurative) Small amounts of money, especially in the phrase 'every penny'.

«او هر پنی که به دست آورد را پس‌انداز کرد.»

She saved every penny she earned.

«او حتی یک پنی هم برای تجملات خرج نمی‌کرد.»

He wouldn't spend a single penny on luxuries.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dimesده سنتی‌ها

غیررسمی، مخصوص آمریکا. به سکه‌های ۱۰ سنتی اشاره دارد. مشابه 'pennies' به معنای مقادیر کم، اما 'pennies' اغلب کوچکترین واحد پولی ممکن را تداعی می‌کند. 'او دید که سکه‌های ده سنتی و پنج سنتی‌اش ناپدید می‌شوند' ممکن است به مقادیر کمی بزرگتر از 'pennies' اشاره داشته باشد.

Informal, US specific. Refers to 10-cent coins. Similar to 'pennies' in meaning small amounts, but 'pennies' often evokes the smallest possible monetary unit. 'He watched his dimes and nickels disappear' might imply slightly larger sums than 'pennies'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000