coin
اسم — سکه
قطعهٔ کوچک و فلزی، معمولاً گرد، که بهعنوان پول استفاده میشود.
A small, flat, typically round piece of metal used as money.
«او یک سکه نادر در مجموعه پدربزرگش پیدا کرد.»
“He found a rare coin in his grandfather's collection.”
«دستگاه فروش فقط سکه قبول میکند، نه اسکناس.»
“The vending machine only accepts coins, not bills.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیردرجه رسمی. برای سکههای نمادین یا یادبود به کار میرود نه پول عادی. مثلاً «نشانه مترو» سکه واقعی نیست.
Informal. Used for symbolic or commemorative coins, not regular currency. E.g. 'a subway token' is not a real coin.
متضادها
فعل — سکه زدن
ساختن یا ضرب کردن سکههای رسمی بهعنوان پول.
To make a new coin or produce coins as official currency.
«دولت سال گذشته پول جدید ضرب کرد.»
“The government coined new currency last year.”
«آنها در کارخانه ملی سکههای نقره ضرب میکنند.»
“They coin silver coins at the national mint.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. به معنای تولید رسمی سکهها در کارخانه مخصوص سکه است. در معنیهای معمولی قابل جایگزینی با coin نیست.
Formal. Refers specifically to producing official coins, often in a government mint. Not interchangeable with 'coin' in casual meanings.
فعل — ساختن واژه
اختراع یا ساختن یک واژه یا عبارت جدید.
To invent or create a new word or phrase.
«شکسپیر بسیاری از کلمات انگلیسی که هنوز استفاده میشود را ابداع کرد.»
“Shakespeare coined many English words still in use.”
«شرکت یک اصطلاح برای محصول جدیدش ساخت.»
“The company coined a term for its new product.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. میتواند به جای coin برای ساختن واژههای جدید استفاده شود.
Common. Can replace 'coin' when referring to making up new words or concepts.
عمومی و متداول. معادل است ولی کمتر به معنای زبان خاص اشاره میکند.
General and common. Similar in meaning but less specific to language.