mint

/mɪnt/
1noun (اسم)common

اسم — نعناع

نعناع

گیاهی با برگ‌های معطر که در آشپزی و داروسازی استفاده می‌شود.

An herb with aromatic leaves used in cooking and medicine.

«او نعناع تازه به سالاد اضافه کرد.»

She added fresh mint to the salad.

«چای نعناع بسیار خوش‌طعم است.»

Mint tea is very refreshing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spearmintنعناع فلفلی

نوع خاصی از نعناع، معمولاً به جای نعناع عمومی استفاده می‌شود.

A specific type of mint, often used interchangeably in cooking.

2noun (اسم)formalplural (جمع): mints

اسم — سکه‌زنی

سکه‌زنیکارخانه ضرب سکه

مکانی که در آن سکه ساخته می‌شود.

A place where coins are made.

«کارخانه ضرب سکه سکه‌های طلا تولید می‌کند.»

The mint produces gold coins.

«او از موزه کارخانه سکه‌زنی قدیمی بازدید کرد.»

He visited the old mint museum.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000