در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گیاهی با برگهای معطر که در آشپزی و داروسازی استفاده میشود.
An herb with aromatic leaves used in cooking and medicine.
«او نعناع تازه به سالاد اضافه کرد.»
“She added fresh mint to the salad.”
«چای نعناع بسیار خوشطعم است.»
“Mint tea is very refreshing.”
نوع خاصی از نعناع، معمولاً به جای نعناع عمومی استفاده میشود.
A specific type of mint, often used interchangeably in cooking.
مکانی که در آن سکه ساخته میشود.
A place where coins are made.
«کارخانه ضرب سکه سکههای طلا تولید میکند.»
“The mint produces gold coins.”
«او از موزه کارخانه سکهزنی قدیمی بازدید کرد.»
“He visited the old mint museum.”