adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more percussivesuperlative (عالی): most percussive
صفت — کوبهای
کوبهایضربی
مربوط یا مشخصهشده با ضربه زدن یا کوبهای، بهویژه در موسیقی.
Relating to or characterized by striking or percussion, especially in music.
«او ریتم ضربهای روی طبلها نواخت.»
“He played a percussive rhythm on the drums.”
«آهنگ دارای عناصری قوی کوبهای است.»
“The song features strong percussive elements.”
تفاوت با واژههای مشابه
rhythmic— ریتمیک
رایج. به ریتم اشاره دارد اما همیشه کوبهای نیست.
Common. Refers to rhythm but not always implying percussion specifically.