percussion

per·cus·sion/pɜːrˈkʌʃ.ən/
per-through, by means ofcussstrike, shake-ionaction or condition
noun (اسم)formal

اسم — ضربه زدن

ضربه زدنسازهای کوبشیضربه‌نوازی

اقدام به ضربه زدن یا کوبیدن، به‌خصوص سازهای موسیقی که با ضربه صدا تولید می‌کنند.

The act of striking or hitting something, especially musical instruments that produce sound when struck.

«او ضربه‌نوازی در گروه موسیقی می‌کند.»

He plays percussion in the band.

«بخش ضربه شامل طبل‌ها و سنج‌ها است.»

The percussion section includes drums and cymbals.

تفاوت با واژه‌های مشابه
drummingضربه زدن با طبل

مألوف در موسیقی، به‌خصوص اشاره به نواختن طبل دارد.

Common in music, referring to playing drums specifically.

strikingضربه زدن

اصطلاح عمومی برای زدن به چیزی، شامل سازهای کوبشی.

General term for hitting something, including percussion instruments.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000