percipi

per·ci·pi/ˈpɛrsɪpaɪ/
phrase (عبارت)technical

عبارت — ادراک شدن

ادراک شدندرک شدن

(لاتین) ادراک شدن، درک شدن. اغلب در فلسفه استفاده می‌شود، به ویژه توسط جورج برکلی در عبارت او «Esse est percipi» (وجود داشتن، ادراک شدن است).

(Latin) To be perceived. Often used in philosophy, notably by George Berkeley in his phrase "Esse est percipi" (To be is to be perceived).

«فلسفه برکلی با این حکم خلاصه می‌شود: وجود داشتن، ادراک شدن است.»

Berkeley's philosophy is summarized by the dictum: Esse est percipi.

«مفهوم 'percipi' در ایده‌آلیسم محوری است.»

The concept of 'percipi' is central to idealism.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000