perch

/pɜːrtʃ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): perches

اسم — نشیمن‌گاه پرنده

نشیمن‌گاه پرندهشاخه نشستن پرنده

جایی که پرنده روی آن می‌نشیند یا استراحت می‌کند، معمولاً کمی بالاتر از سطح زمین.

A place where a bird rests or sits, usually elevated.

«پرنده آرام روی نشیمن‌گاهش نشسته بود.»

The bird sat on its perch quietly.

«گربه زیر شاخه نشستن پرنده منتظر بود.»

A cat waited beneath the perch for the bird.

تفاوت با واژه‌های مشابه
roostلانه پرنده

روزمره. معمولاً برای جایی است که پرندگان شب‌ها می‌خوابند؛ وقتی منظور محل استراحت باشد جایگزین perch می‌شود اما کمتر برای فقط نشستن استفاده می‌شود.

Everyday. Often used for where birds sleep at night; can replace 'perch' when meaning a resting place but less for just sitting.

branchشاخه

روزمره. بخشی از درخت است که می‌تواند محل نشستن باشد اما کلی‌تر است؛ موقع اشاره به محل مخصوص استراحت پرنده نمی‌توان جایگزین perch کرد.

Everyday. A physical part of a tree that can serve as a perch but is more general; can't replace 'perch' when referring specifically to a bird's resting spot.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): perchedpast participle (مفعولی): perched-ing (حال): perching3rd (سوم): perches

فعل — نشستن

نشستنلانه گرفتن

نشستن یا استراحت کردن روی جای بلند، مخصوصاً برای پرندگان.

To sit or rest on a raised place, especially for birds.

«پرنده روی طاقچه پنجره نشست.»

The bird perched on the windowsill.

«او روی چهارپایه نشست تا به قفسه برسد.»

He perched on the stool to reach the shelf.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sitنشستن

روزمره. اصطلاح عمومی برای استراحت روی سطح؛ می‌تواند جایگزین perch شود اما حس نشستن روی جای بلند یا باریک را ندارد.

Everyday. General term for resting on a surface; can replace 'perch' but lacks the sense of being on a raised or narrow spot.

roostلانه گرفتن

روزمره. به معنی مستقر شدن برای شب است؛ در مورد پرندگان می‌تواند جایگزین perch شود اما فقط برای محل استراحت یا خواب.

Everyday. Specifically means to settle for the night; can replace 'perch' in bird context but only for a resting/sleeping place.

متضادها
3noun (اسم)commonplural (جمع): perches

اسم — ماهی کپور کوچک

ماهی کپور کوچکماهی سوف

نوعی ماهی آب شیرین که بیشتر در اروپا و آمریکای شمالی یافت می‌شود.

A type of freshwater fish found mainly in Europe and North America.

«او کنار دریاچه یک ماهی سوف گرفت.»

He caught a perch by the lake.

«ماهی سوف بین ماهی‌گیران آب شیرین محبوب است.»

Perch is popular among freshwater anglers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bassماهی باس

روزمره. به چند نوع ماهی از جمله ماهی‌های شبیه به perch اشاره دارد؛ فقط در زمینه‌های کلی مربوط به ماهی جایگزین perch می‌شود.

Everyday. Refers to several types of fish including perch-like species; can replace 'perch' only in broader fish-related contexts.

troutماهی قزل‌آلا

روزمره. گونه‌ای متفاوت ولی ماهی آب شیرین مرتبط است؛ با perch قابل تعویض نیست اما در زمینه‌های ماهی‌گیری مشابه است.

Everyday. Different species but related freshwater fish; not interchangeable with perch but similar in fishing contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000