periodontal

pe·ri·o·don·tal/ˌpɛriəˈdɒntl/
peri-aroundodonttooth-alrelating to
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more periodontalsuperlative (عالی): most periodontal

صفت — پریودنتال

پریودنتالاطراف دندان

مربوط به یا تأثیرگذار بر پریودونتیوم (بافت‌های تخصصی که دندان‌ها را احاطه کرده و حمایت می‌کنند).

Relating to or affecting the periodontium, the specialized tissues that surround and support the teeth.

«بیماری پریودنتال یک علت شایع از دست دادن دندان در بزرگسالان است.»

Periodontal disease is a common cause of tooth loss in adults.

«معاینات منظم دندانپزشکی می‌تواند به پیشگیری از مشکلات پریودنتال کمک کند.»

Regular dental check-ups can help prevent periodontal problems.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000