petitioner

pe·ti·tion·er/pəˈtɪʃənər/
petitito seek or ask-onact or result of-erperson who performs an action
noun (اسم)formalplural (جمع): petitioners

اسم — درخواست‌کننده

درخواست‌کنندهدادخواهعریضه‌دهنده

شخصی که در یک زمینه قانونی یا رسمی، درخواستی را به یک مرجع ارائه می‌دهد.

A person who presents a petition to an authority in a legal or formal context.

«درخواست‌کننده پرونده خود را به قاضی ارائه داد.»

The petitioner presented their case to the judge.

«هزاران نفر از درخواست‌کنندگان سند را امضا کردند.»

Thousands of petitioners signed the document.

تفاوت با واژه‌های مشابه
applicantمتقاضی

رایج. فردی که رسماً برای چیزی، مانند شغل یا موقعیت، درخواست می‌دهد. 'Applicant' گسترده‌تر است و لزوماً به درخواست برای جبران یا تغییر به یک مرجع، مانند 'petitioner'، اشاره نمی‌کند. «او متقاضی نقش جدید بود» درست است، «درخواست‌کننده در دادگاه طرح دعوی کرد» درست است، اما «درخواست‌کننده شغل» کمی ناخوشایند است.

Common. A person who formally applies for something, such as a job or a position. 'Applicant' is broader and doesn't necessarily imply a request for remedy or change to an authority, as 'petitioner' does. 'He was an applicant for the new role' works, 'The petitioner filed a motion in court' works, but 'The job petitioner' sounds awkward.

supplicantالتماس‌کننده

رسمی/ادبی. فردی که چیزی را با فروتنی یا جدیت درخواست می‌کند. مفهوم نیاز یا فرمانبرداری بیشتری نسبت به 'petitioner' دارد. «التماس‌کننده برای رحمت التماس می‌کرد» درست است، «درخواست‌کننده درخواستی را ثبت کرد» درست است، اما «التماس‌کننده در دادگاه طرح دعوی کرد» کمتر رایج است مگر اینکه لحن بسیار دراماتیک باشد.

Formal/Literary. A person who asks for something humbly or earnestly. Implies a greater sense of need or subservience than 'petitioner'. 'The supplicant begged for mercy' works, 'The petitioner filed a request' works, but 'The supplicant filed a motion in court' is less common unless the tone is very dramatic.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000