telephone— تلفن (فعل اصلی: telephone) و به معنای 'تلفن' است. 'Telephone' رسمیتر و جامعتر است و هم به تلفن ثابت و هم به تلفن همراه اشاره دارد. 'Phone' شکل کوتاه و رایج 'telephone' است و در مکالمات روزمره جایگزین یکدیگر میشوند. مثال: I need to buy a new phone/telephone. (من باید یک تلفن جدید بخرم.)
mobile— موبایل (فعل اصلی: mobile) و به معنای 'تلفن همراه' است. 'Mobile' (در بریتانیا) و 'phone' (در معنای تلفن همراه) کاملاً قابل جایگزینی هستند. مثال: Can I borrow your mobile/phone? (میتوانم موبایلت/گوشیات را قرض بگیرم؟)
2verb (فعل)common
این رایجترین معنی این واژه است
past (گذشته):phonedpast participle (مفعولی):phoned-ing (حال):phoning3rd (سوم):phones
تلفن زدنتماس گرفتنزنگ زدن
به کسی تلفن کردن یا با او تماس گرفتن.
To make a telephone call to someone.
«من باید به مادرم زنگ بزنم.»
“I need to phone my mother.”
«او دیروز عصر به من تلفن زد.»
“He phoned me yesterday evening.”
تفاوت با واژههای مشابه
call— تماس گرفتن، زنگ زدن (فعل اصلی: call) و به معنای 'تلفن زدن' است. 'Call' و 'phone' در این مفهوم کاملاً قابل جایگزینی هستند و هر دو برای اشاره به برقراری تماس تلفنی استفاده میشوند. 'Call' رایجتر و عمومیتر است. مثال: I'll call/phone you later. (بعداً بهت زنگ میزنم.)
ring— زنگ زدن (فعل اصلی: ring) و به معنای 'تلفن زدن' است. 'Ring' (به ویژه در بریتانیا) کاملاً جایگزین 'phone' میشود. مثال: Can you ring/phone me back? (میتوانی به من زنگ بزنی؟)