mobile

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mo·bile/ˈmoʊbəl/
mob-move-ilecapable of
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more mobilesuperlative (عالی): most mobile

صفت — متنقل

متنقلقابل حرکتمتحرک

قابل حرکت یا جابجایی آسان از جایی به جای دیگر.

Able to move or be moved easily from one place to another.

«تلفن همراه اجازه می‌دهد به هرجایی تماس بگیرید.»

The mobile phone allows you to call anywhere.

«خانه‌های متحرک را می‌توان از مکانی به مکان دیگر جابجا کرد.»

Mobile homes can be moved from place to place.

تفاوت با واژه‌های مشابه
portableقابل حمل

رایج. بیشتر برای اشیای قابل حمل استفاده می‌شود و معمولاً جایگزین mobile می‌شود اما برای انسان یا حیوان کاربرد ندارد.

Common. Can replace 'mobile' mostly when referring to objects designed to be carried easily. Not used for people or animals—'a portable person' sounds odd.

movableقابل حرکت

رسمی/رایج. معمولاً برای اشیایی به کار می‌رود که فیزیکی قابل جابه‌جایی هستند، نه موجودات زنده.

Formal/common. Similar meaning to 'mobile', but often used for objects that can physically be moved, not describing living beings.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): mobiles

اسم — موبایل تزئینی

موبایل تزئینیآویز دکوری

ساختار دکوری متشکل از قطعات آویزان که آزادانه حرکت می‌کنند، معمولاً به‌عنوان تزئین یا اسباب‌بازی.

A decorative structure of hanging parts that move freely, often used as an ornament or toy.

«نوزاد از موبایل رنگی بالای گهواره خوشش آمد.»

The baby was fascinated by the colorful mobile over the crib.

«یک موبایل فلزی برای اتاق نشیمن خرید.»

She bought a metal mobile for the living room.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000