moaning

moan·ing/ˈmoʊnɪŋ/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): moanedpast participle (مفعولی): moaned-ing (حال): moaning3rd (سوم): moans

فعل — ناله کردن

ناله کردنآه کشیدن

صدای بلند و آهسته‌ای که نشان‌دهنده درد، رنج یا لذت جنسی است، تولید کردن.

Making a long, low sound indicating pain, suffering, or sexual pleasure.

«مرد مجروح از درد ناله می‌کرد.»

The injured man was moaning in pain.

«او می‌توانست صدای ناله باد را در بیرون بشنود.»

She could hear the wind moaning outside.

تفاوت با واژه‌های مشابه
groaningناله کردن (از درد)

رایج. بسیار شبیه 'moaning' اما اغلب به صدای عمیق‌تر و حنجره‌ای‌تر اشاره دارد که معمولاً از درد فیزیکی یا ناامیدی ناشی می‌شود. 'ناله کردن از درد' در مقابل 'آه کشیدن آرام'. گاهی اوقات قابل تعویض هستند، اما 'groaning' سنگین‌تر به نظر می‌رسد.

Common. Very similar to 'moaning' but often implies a deeper, more guttural sound, typically from physical pain or despair. 'Groaning in pain' versus 'moaning softly.' Sometimes interchangeable, but 'groaning' feels heavier.

whiningگریه و زاری کردن

رایج. 'whining' به یک گریه با صدای بلند و شاکی اشاره دارد که اغلب از یک کودک یا کسی که نارضایتی یا خود‌دلسوزی را ابراز می‌کند، نه معمولاً درد یا لذت. 'بچه برای آب‌نبات نق می‌زد،' نه 'بچه برای آب‌نبات آه می‌کشید'.

Common. 'Whining' implies a high-pitched, complaining cry, often from a child or someone expressing displeasure or self-pity, not usually pain or pleasure. 'The child was whining for candy,' not 'the child was moaning for candy.'

2verb (فعل)commonpast (گذشته): moanedpast participle (مفعولی): moaned-ing (حال): moaning3rd (سوم): moans

فعل — غر زدن

غر زدنشکایت کردن

به شیوه‌ای ضعیف یا رنجیده‌خاطر شکایت کردن.

To complain in a weak or resentful way.

«او همیشه در مورد کارش غر می‌زند.»

He's always moaning about his job.

«دست از غر زدن بردار و کاری در مورد آن انجام بده.»

Stop moaning and do something about it.

تفاوت با واژه‌های مشابه
complainingشکایت کردن

رایج. 'شکایت کردن' یک اصطلاح کلی برای ابراز نارضایتی است. 'Moaning' به طور خاص به نوعی شکایت طولانی و اغلب آزاردهنده اشاره دارد که معمولاً بدون اقدام است. 'او از غذا شکایت کرد،' اما 'او یک ساعت از ناعادلانه بودن وضعیت غر می‌زد.'

Common. 'Complaining' is a general term for expressing dissatisfaction. 'Moaning' specifically implies a prolonged, often irritating form of complaining, often without taking action. 'He complained about the food,' but 'he was moaning about the unfairness of the situation for an hour.'

grumblingنق زدن

رایج. 'Grumbling' به معنای شکایت کردن با بدخلقی و معمولاً بی‌سروصدا و با خود است. در این مفهوم بسیار شبیه 'moaning' است، اما 'grumbling' ممکن است بیان کمتر آشکار را القا کند. 'او زیر لب غرغر می‌کرد،' اما 'او آشکارا از حجم کاری ناله می‌کرد.'

Common. 'Grumbling' is to complain about something in a bad-tempered way, usually quietly and to oneself. Very similar to 'moaning' in this sense, but 'grumbling' might imply less overt expression. 'He was grumbling under his breath,' but 'he was openly moaning about the workload.'

3noun (اسم)commonplural (جمع): moans

اسم — ناله

نالهآه

صدای بلند و آهسته‌ای که نشان‌دهنده درد، رنج یا لذت جنسی است.

A long, low sound indicative of pain, suffering, or sexual pleasure.

«یک ناله آرام از لبانش خارج شد.»

A soft moan escaped her lips.

«او ناله‌هایی را می‌شنید که از حیوان زخمی می‌آمد.»

He heard moans coming from the injured animal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
groanناله (از درد)

رایج. مشابه 'moan'، اما اغلب صدایی عمیق‌تر و شدیدتر است که معمولاً با درد یا ناامیدی همراه است. 'ناله از درد' در مقابل 'آه آرام'.

Common. Similar to 'moan,' but often a deeper, more intense sound, usually associated with pain or despair. 'A groan of agony' versus 'a soft moan.'

sighآه

رایج. 'آه' یک بازدم قابل شنیدن است که بیانگر آرامش، غم، خستگی یا تسلیم است، و معمولاً به شدت یک 'ناله' نشان‌دهنده درد یا لذت نیست. 'او آهی از سر آسودگی کشید' با 'او ناله ای از درد کرد' متفاوت است.

Common. A 'sigh' is an audible exhalation expressing relief, sadness, tiredness, or resignation, not typically pain or pleasure as intensely as a 'moan'. 'He let out a sigh of relief' is different from 'he let out a moan of pain.'

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000