pings

/pɪŋz/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): pingedpast participle (مفعولی): pinged-ing (حال): pinging3rd (سوم): pings

فعل — صدا دادن

صدا دادنپیام فرستادن

شکل سوم شخص فعل ping؛ ایجاد صدای کوتاه و تیز، مخصوصاً الکترونیکی.

Third person singular of 'ping'; to make a short high-pitched sound, especially electronically.

«سرور هر چند دقیقه یک‌بار صدا می‌دهد.»

The server pings every few minutes.

«گوشی او با پیام‌های جدید صدا می‌دهد.»

Her phone pings with new messages.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beepsبوق زدن

متداول. صدای الکترونیکی کوتاه مشابه، در زمینه‌های الکترونیکی جایگزین است.

Common. Similar short electronic sound, interchangeable in electronic contexts.

2noun (اسم)commonplural (جمع): pings

اسم — صدای تیز

صدای تیزهشدار صوتی

صدای کوتاه و تیز، مخصوصاً به عنوان سیگنال یا هشدار.

A short high-pitched sound, especially a signal or alert.

«صدای تیز از کامپیوترم شنیدم.»

I heard a ping from my computer.

«صدا من را از ایمیل جدید آگاه کرد.»

The ping alerted me to a new email.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beepبوق کوتاه

متداول. نوع صدای هشدار کوتاه مشابه، در گفتار غیررسمی قابل تعویض است.

Common. Similar type of short alert sound, interchangeable with ping in casual speech.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000