pinhead

pin·head/ˈpɪn.hed/
pina small, thin piece of metalheadthe top or front part
noun (اسم)commonplural (جمع): pinheads

اسم — سوزن کوچک

سوزن کوچکمیخ ریز

سوزن یا میخ کوچک و گرد سر.

A very small, round-headed pin or tack.

«او از سر سوزن برای چسباندن پوستر استفاده کرد.»

He used a pinhead to fix the poster.

«چشمان حشره به اندازه سر سوزن بودند.»

The insect’s eyes were the size of pinheads.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tackمیخ ریز

روزمره. شیء کوچک نوک‌تیز مشابه ولی معمولاً بزرگ‌تر و پهن‌تر از سر سوزن.

Everyday. Similar small pointed object, usually larger and flatter than a pinhead.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000