pippy

pip·py/ˈpɪpi/
pipsmall seed or spot-ycharacterized by
adjective (صفت)common

صفت — پر از دانه

پر از دانههسته‌دار

پر از دانه‌های کوچک یا هسته‌دار.

Containing or full of small seeds or pips.

«او سیب‌های دانه‌دار را برای پخت‌وپز دوست دارد.»

She prefers pippy apples for cooking.

«خوشه انگور دانه‌دار شیرینی کمتری داشت.»

The pippy batch of grapes was less sweet.

تفاوت با واژه‌های مشابه
seedyدانه‌دار

غیردرسی. معنی مشابه دارد ولی در بعضی موارد بار منفی دارد؛ در توصیف میوه‌ها قابل استفاده است.

Informal. Similar meaning but may have negative connotations in other contexts; interchangeable when describing fruits.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000