pirouettes

pi·rou·ettes/ˌpɪruˈɛtsɪz/
noun (اسم)formalplural (جمع): pirouettes

اسم — پیروئت‌ها

پیروئت‌هاچرخش‌های باله

جمع کلمه پیروئت؛ چرخش باله روی یک پا

plural of pirouette, a ballet turn on one foot

«او چندین پیروئت را به‌درستی اجرا کرد.»

She performed several pirouettes perfectly.

«پیروئت‌ها نیاز به تعادل زیاد دارند.»

Pirouettes require great balance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000