noun (اسم)formalplural (جمع): pirouettes
اسم — پیروئتها
پیروئتهاچرخشهای باله
جمع کلمه پیروئت؛ چرخش باله روی یک پا
plural of pirouette, a ballet turn on one foot
«او چندین پیروئت را بهدرستی اجرا کرد.»
“She performed several pirouettes perfectly.”
«پیروئتها نیاز به تعادل زیاد دارند.»
“Pirouettes require great balance.”