plaque

/plæk/
1noun (اسم)commonplural (جمع): plaques

اسم — پلاک

پلاکلوح یادبود

یک قطعه مسطح سنگ یا فلز، که معمولاً به دیوار نصب می‌شود به یادبود یک شخص یا رویداد.

A flat piece of stone or metal, typically fixed to a wall in commemoration of a person or event.

«پلاکی به افتخار قهرمانان جنگ رونمایی شد.»

A plaque was unveiled in honor of the war heroes.

«خانه یک پلاک آبی تاریخی نزدیک ورودی داشت.»

The house had a historical blue plaque near the entrance.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tabletلوح

رایج. 'لوح' می‌تواند به یک تخته مسطح مشابه، به ویژه برای نوشتن یا کتیبه، اشاره کند که اغلب قدیمی‌تر یا با حس تاریخی بیشتری است. 'لوح‌های باستانی با حکاکی یافت شدند' مناسب است، در حالی که 'پلاک' معمولاً مدرن و یادبود است.

Common. 'Tablet' can refer to a similar flat slab, especially for writing or inscription, often older or more historical in feel. 'Ancient tablets were found with carvings' works, while a 'plaque' is usually modern and commemorative.

plateصفحه

رایج. 'صفحه' یک اصطلاح بسیار عمومی برای یک تکه ماده مسطح است. می‌تواند برای پلاک استفاده شود، اما 'پلاک' هدف یادبود آن را مشخص می‌کند. 'یک صفحه برنجی روی در' می‌تواند یک پلاک باشد.

Common. 'Plate' is a very general term for a flat piece of material. It can be used for a plaque, but 'plaque' specifies its commemorative purpose. 'A brass plate on the door' could be a plaque.

2noun (اسم)technical

اسم — پلاک دندانی

پلاک دندانی

یک لایه مضر از باکتری که روی سطح دندان‌ها تشکیل می‌شود و می‌تواند منجر به پوسیدگی دندان و بیماری لثه شود.

A harmful film of bacteria that forms on the surface of the teeth and can lead to tooth decay and gum disease.

«مسواک زدن و نخ دندان کشیدن روزانه به از بین بردن پلاک کمک می‌کند.»

Brushing and flossing daily helps remove plaque.

«مصرف بیش از حد شکر به تجمع پلاک کمک می‌کند.»

Too much sugar contributes to plaque buildup.

3noun (اسم)technicalplural (جمع): plaques

اسم — پلاک عروقی

پلاک عروقیپلاک آترواسکلروتیک

رسوب غیرطبیعی در یک رگ خونی، به ویژه در یک شریان، که می‌تواند منجر به سخت شدن و باریک شدن رگ (آترواسکلروز) شود.

An abnormal deposit in a blood vessel, especially in an artery, that can lead to hardening and narrowing of the vessel (atherosclerosis).

«کلسترول می‌تواند به تشکیل پلاک در شریان‌ها کمک کند.»

Cholesterol can contribute to the formation of plaque in arteries.

«پزشک در مورد خطرات پلاک شریانی هشدار داد.»

The doctor warned about the dangers of arterial plaque.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000