play hardball

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

play hard·ball/pleɪ ˈhɑrdbɔl/
phrase (عبارت)informal

عبارت — سرسختانه عمل کردن

سرسختانه عمل کردنسفت بازی کردن

یعنی برای رسیدن به خواسته خود، تهاجمی و با تاکتیک‌های سخت عمل کردن.

To act aggressively and use tough tactics to get what one wants.

«شرکت در مذاکره سرسختانه عمل کرد.»

The company played hardball in negotiations.

«آن‌ها بر سر قیمت سخت‌گیری خواهند کرد.»

They will play hardball over the price.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000