play first fiddle

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

play first fid·dle/pleɪ fɝst ˈfɪdəl/
phrase (عبارت)informal

عبارت — نقش اول داشتن

نقش اول داشتن

نقش اصلی یا بیشترین اهمیت را داشتن.

To have the leading role or greatest importance.

«او در تیم نقش اول را دارد.»

She plays first fiddle in the team.

«پول آنجا مهم‌ترین نقش را داشت.»

Money played first fiddle there.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000