play ball

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pleɪ bɔl/
phrase (عبارت)informal

عبارت — همکاری کردن

همکاری کردن

همکاری‌کردن یا طبق قواعدِ مورد انتظار رفتارکردن.

To cooperate or follow the expected rules.

«آن‌ها از همکاری خودداری کردند.»

They refused to play ball.

«همکاری کن تا تمام کنیم.»

Play ball and we can finish.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000