plausibly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

plau·si·bly/ˈplɔː·zə·bli/
plausibleseeming reasonable or probable-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): plausibleposition (جایگاه): end

قید — به طور قابل قبول

به طور قابل قبولقانع‌کننده

به شکلی که منطقی یا باورپذیر به نظر برسد

in a way that appears reasonable or believable

«او وضعیت را به طور قانع‌کننده برای همه توضیح داد.»

He explained the situation plausibly to everyone.

«داستان به شکلی قابل قبول گفته شد ولی دروغ بود.»

The story was told plausibly but was false.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crediblyباورپذیرانه

معمولی. معنی مشابه، بر قابل باور بودن تأکید دارد.

Common. Similar meaning, emphasizes believability.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000