play a role

/pleɪ ə roʊl/
phrase (عبارت)common

عبارت — نقش ایفا کردن

نقش ایفا کردنعملکرد داشتن

در موقعیتی خاص به گونه‌ای رفتار کردن یا نقشی ایفا کردن.

To act or behave in a particular way in a situation or context.

«او در موفقیت پروژه نقش داشت.»

She played a role in the project's success.

«عوامل زیادی در یادگیری نقش دارند.»

Many factors play a role in learning.

تفاوت با واژه‌های مشابه
actبازی کردن

رایج. معنی مشابه اما act عام‌تر و برای بازیگری است، play a role تأکید بر نقش در موقعیت دارد.

Common. Similar meaning but 'act' is more general and can mean performing in theatre; 'play a role' emphasizes a part in a situation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000