play (a) role (in)

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pleɪ roʊl ɪn/
phrase (عبارت)common

عبارت — نقش داشتن در

نقش داشتن درمؤثر بودن در

در شکل‌گیری یا نتیجه یک چیز اثر یا نقشی داشتن است.

To have an effect or function in causing or shaping something.

«رژیم غذایی در سلامت قلب نقش دارد.»

Diet plays a role in heart health.

«شانس در موفقیت آن‌ها نقش داشت.»

Luck played a role in their success.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000