play cupid

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

play Cu·pid/pleɪ ˈkjupɪd/
phrase (عبارت)informal

عبارت — واسطهٔ عاشقی شدن

واسطهٔ عاشقی شدن

کوشیدن برای آشناکردن عاشقانهٔ دو نفر.

To try to bring two people together romantically.

«دوستانش واسطهٔ آشنایی عاشقانه شدند.»

Her friends played cupid.

«بدون پرسیدن واسطه‌گری عاشقانه نکن.»

Don't play cupid without asking.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000