play second fiddle

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

play sec·ond fid·dle/pleɪ ˈsɛkənd ˈfɪdəl/
phrase (عبارت)informal

عبارت — در حاشیه بودن

در حاشیه بودننقش دوم داشتن

یعنی جایگاه کم‌اهمیت‌تری از شخص دیگر داشتن.

To have a less important position than someone else.

«او حاضر نیست نقش دوم داشته باشد.»

She refuses to play second fiddle.

«او زیر سایه برادرش بود.»

He played second fiddle to his brother.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000