playmaker

play·mak·er/ˈpleɪˌmeɪkər/
playengage in sport or gamemaketo create or cause-eragent suffix (one who)
noun (اسم)commonplural (جمع): playmakers

اسم — سازنده بازی

سازنده بازیبازیکن خلاق

بازیکن اصلی در ورزش که موقعیت‌های گلزنی ایجاد می‌کند و هدایت حمله را بر عهده دارد.

A key player in sports who creates scoring opportunities and leads offensive play.

«مسی به عنوان یک سازنده بازی درخشان شناخته می‌شود.»

Messi is known as a brilliant playmaker.

«سازنده بازی توپ را پاس داد تا گل زده شود.»

The playmaker passed the ball to score the goal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
creatorسازنده

متداول. واژه‌ای عمومی برای کسی که ایجاد می‌کند؛ در ورزش کمتر دقیق‌تر از playmaker است.

Common. General term for one who creates; in sports context, less specific than playmaker.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000