past (گذشته):playedpast participle (مفعولی):played-ing (حال):playing3rd (سوم):plays
بازی کردنسرگرم شدن
شرکت در فعالیت برای لذت و سرگرمی به جای هدف جدی یا عملی.
Engage in activity for enjoyment and recreation rather than for serious or practical purpose.
«بچهها بیرون در باغ بازی میکنند.»
“The children are playing outside in the garden.”
«بیایید امشب یک دست ورق بازی کنیم.»
“Let's play a game of cards tonight.”
تفاوت با واژههای مشابه
frolic— بازیگوشی کردن / جست و خیز کردن. ادبی/غیررسمی. اغلب به بازی سبکدل، بیخیال و شاد اشاره دارد. مثلاً: 'Children were frolicking in the park.' (بچهها در پارک بازیگوشی میکردند.) 'Frolicking a sport' مناسب نیست. فقط در اشاره به بازی شاد و بدون نگرانی جایگزین میشود.
recreate— تفریح کردن / سرگرم شدن. رسمی/کمتر رایج. به شرکت در فعالیتهای تفریحی اشاره دارد. مثلاً: 'People recreate in their free time.' (مردم در اوقات فراغت خود تفریح میکنند.) اما شما نمیگویید 'recreate a game of chess'. فقط در زمینه فعالیتهای تفریحی عمومی جایگزین میشود، نه بازیهای خاص.
past (گذشته):playedpast participle (مفعولی):played-ing (حال):playing3rd (سوم):plays
نواختنساز زدن
باعث تولید صدا یا موسیقی توسط یک آلت موسیقی شدن.
Cause a musical instrument to produce sound or music.
«میتوانید پیانو بنوازید؟»
“Can you play the piano?”
«او دوست دارد موسیقی کلاسیک را روی استریویش پخش کند.»
“He loves to play classical music on his stereo.”
تفاوت با واژههای مشابه
perform— اجرا کردن / نواختن. عمومی. قابل تعویض وقتی به نواختن یک ساز در مقابل تماشاگران یا به صورت رسمی اشاره دارد. مثلاً: 'She performed a beautiful piece on the violin.' (او یک قطعه زیبا را با ویولن اجرا کرد.) شما نمیگویید 'perform the radio'. فقط در زمینه اجرای موسیقی برای دیگران جایگزین میشود.
strum— سیم زدن / ضربه زدن به سیمها. خاص/غیررسمی. به طور خاص به نواختن یک ساز زهی با کشیدن انگشتان یا مضراب روی سیمها اشاره دارد. مثلاً: 'He was strumming his guitar by the campfire.' (او کنار آتشکمپ گیتارش را سیم میزد.) 'Strumming a piano' صحیح نیست. فقط برای سازهای زهی که به این شیوه نواخته میشوند کاربرد دارد.
drama— درام / نمایش. عمومی. قابل تعویض، به خصوص وقتی بر ماهیت جدی یا محتوای احساسی تأکید دارد. مثلاً: 'The play was a powerful drama.' (نمایش یک درام قدرتمند بود.) 'A drama of children's games' به معنای نمایشی مطابقت ندارد. برای آثار نمایشی با محتوای عمیق یا جدیتر جایگزین میشود.
theatre— تئاتر / نمایش. عمومی. به شکل هنری یا اجرای خاص اشاره دارد. مثلاً: 'We are going to the theatre tonight.' (امشب به تئاتر میرویم.) 'Writing a theatre' به ساختمان یا فرم هنری اشاره دارد، نه یک نمایشنامه خاص. برای ارجاع به هنر نمایش یا مکان آن جایگزین میشود.