playmates

play·mates/ˈpleɪˌmeɪts/
playto engage in recreation or funmatefriend or companion-splural
noun (اسم)commonplural (جمع): playmates

اسم — همبازی‌ها

همبازی‌ها

دوستان یا همراهانی که کودکان با آن‌ها بازی می‌کنند.

Friends or companions children play with.

«او تمام بعدازظهر با همبازی‌هایش بازی کرد.»

She played with her playmates all afternoon.

«همبازی‌ها معمولا اسباب‌بازی‌ها را با هم قسمت می‌کنند.»

Playmates often share toys.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000