در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تصویر رادیولوژی از مغز که با تزریق هوا به بطنها برای کنتراست گرفته میشود.
A radiographic image of the brain using air injected into the ventricles for contrast.
«پزشک پنوموانسفالوگرام را برای تشخیص ناهنجاریها تحلیل کرد.»
“The doctor analyzed the pneumoencephalogram to detect abnormalities.”
«پنوموانسفالوگرام زمانی یکی از روشهای رایج تصویربرداری مغز بود.»
“Pneumoencephalogram was once a common brain imaging technique.”