poky

po·ky/ˈpoʊki/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): pokiersuperlative (عالی): pokiest

صفت — کوچک و تنگ

کوچک و تنگدلگیر

(بریتانیایی غیررسمی) (در مورد یک اتاق یا ساختمان) خیلی کوچک و ناراحت‌کننده.

(British informal) (of a room or building) too small to be comfortable.

«ما سال‌ها در یک اتاق کوچک و تنگ زندگی کردیم.»

We lived in a poky little room for years.

«دفتر جدید بعد از دفتر بزرگ قبلی‌مان، کوچک و دلگیر به نظر می‌رسید.»

The new office felt poky after our old, larger one.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crampedتنگ و فشرده

رایج. به کمبود فضا اشاره دارد که حرکت را دشوار یا ناراحت‌کننده می‌کند. اغلب می‌تواند جایگزین 'poky' شود. 'یک آپارتمان تنگ و فشرده' صحیح است، مشابه 'یک آپارتمان کوچک و تنگ'.

Common. Implies a lack of space, making movement difficult or uncomfortable. Can often replace 'poky'. 'A cramped apartment' works, similar to 'A poky apartment'.

tinyبسیار کوچک

رایج. صرفاً به معنای بسیار کوچک از نظر اندازه است، بدون اینکه لزوماً ناراحتی را القا کند. در حالی که یک اتاق 'poky' بسیار کوچک است، یک اتاق 'tiny' همیشه هم اگر خوب طراحی شده باشد، تنگ و دلگیر نیست. 'یک خانه بسیار کوچک' صحیح است، اما ممکن است بار منفی 'poky' را نداشته باشد.

Common. Simply means very small in size, without necessarily implying discomfort. While a 'poky' room is tiny, a 'tiny' room isn't always poky if well-designed. 'A tiny house' works, but might not have the negative connotation of 'poky'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000