pontile

pon·tile/ˈpɒntaɪl/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more pontilesuperlative (عالی): most pontile

صفت — پونتیلی

پونتیلیوابسته به پونتیل

مربوط به پونتیل، میله‌ای که در شیشه‌گری استفاده می‌شود.

Relating to a pontil, a rod used in glassblowing.

«نشانه پونتیل اغلب در شیشه‌های دست‌ساز قابل مشاهده است.»

The pontile mark is often visible on handmade glass.

«او تکنیک پونتیل را در کارهای شیشه‌ای باستانی مطالعه کرد.»

He studied the pontile technique in ancient glasswork.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000