pop in
/pɑp ɪn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal
فعل عبارتی — سر زدن
سر زدنکوتاه دیدن کردن
یعنی برای مدت کوتاه و خودمانی به جایی سر زدن.
To make a short, informal visit to a place.
«بعد از کار یک سر میآیم.»
“I'll pop in after work.”
«او برای دیدن عمهاش کوتاه سر زد.»
“She popped in to see her aunt.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)informal
فعل عبارتی — سریع جا گذاشتن
سریع جا گذاشتنداخل گذاشتن
یعنی چیزی را سریع داخل ظرف، دستگاه یا جایی گذاشتن.
To put something quickly into a container, device, or place.
«کارت را سریع داخل دستگاه کارتخوان بگذار.»
“Pop the card in the reader.”
«او سریع یک باتری نو جا گذاشت.»
“He popped in a new battery.”