pop one's cork

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pɑp wʌnz kɔrk/
phrase (عبارت)informal

عبارت — از کوره در رفتن

از کوره در رفتنترکیدن از خشم

یعنی ناگهان خیلی عصبانی شدن و کنترل خشم را از دست دادن.

To suddenly become very angry and lose one's temper.

«بابا وقتی قبض را دید از کوره در رفت.»

Dad popped his cork when he saw the bill.

«به‌خاطر یک اشتباه کوچک از کوره در نرو.»

Don't pop your cork over a small mistake.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000