pop one's cork
/pɑp wʌnz kɔrk/
phrase (عبارت)informal
عبارت — از کوره در رفتن
از کوره در رفتنترکیدن از خشم
یعنی ناگهان خیلی عصبانی شدن و کنترل خشم را از دست دادن.
To suddenly become very angry and lose one's temper.
«بابا وقتی قبض را دید از کوره در رفت.»
“Dad popped his cork when he saw the bill.”
«بهخاطر یک اشتباه کوچک از کوره در نرو.»
“Don't pop your cork over a small mistake.”